ما را در سایت در ستایش زنجموره.... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 173 تاريخ: يکشنبه 27 اسفند 1396 ساعت: 16:28
دلم می خواست می رفتم توی جام...
جام توی م...
اونوقت چشم هام رو می بستم و شاید کمی آسوده تر میشدم...
چشم هام می سوزه...
در ستایش زنجموره.......ما را در سایت در ستایش زنجموره.... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 168 تاريخ: يکشنبه 27 اسفند 1396 ساعت: 16:28
انقدر سنگین که انگار میخواد از جا کنده شه...
امروز بیشتر، کار کردم...
نگران م هستم...
امیدوارم الان راحت و عمیق خوابیده باشه...
خدایا من رو که رها کردی ...با دریای اضطراب و بی خوابی و افکار مالیخولیایی...
حداقل، م رو کمک کن که راحت بخوابه و همیشه خوشحال و آروم باشه ...
گناه داره...
در ستایش زنجموره.......ما را در سایت در ستایش زنجموره.... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 154 تاريخ: يکشنبه 27 اسفند 1396 ساعت: 16:28